جاده ی حسرت
چشمانم پر از اشک است ولی گونه هایم اجازه ی اشک نمیدهند چز بغض گلویم را هیچ چیز سیر نمی کند اخر در این بن بست مرا چه کار هست تا وقتی اتوبان دل های خسته وجود دارد تا مسجد خدا هست میخانه چرا؟
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 19:27 توسط دانش آموزان
|
نام این وبلاگ مخفف دانش آموزان نمونه ی باقرالعلوم سبزوار است واین وبلاگ مخصوص آنها